تبلیغات
ツ just happy - تقاضای بخیل از مسکین
دمش گرم باران را میگویم به شانه ام زدو گفت:خسته شدی امروز تواستراحت کن من به جایت میبارم!!

مسکینی نزد بخیلی رفت و از او حاجتی خواست. بخیل گفت: اول تو حاجت مرا روا کن تا من هم حاجت تو را برآورم. مسکین گفت: حاجت تو چیست؟ گفت: حاجتم این است که از من حاجتی نخواهی.



قالب های بروبکس